تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر
تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر

 

 

تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر نشان می‌دهد درصورت فراهم‌بودن مکانیزم‌ها و زیرساخت‌های مناسب، این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها مناسب‌ترین راه برای توسعه طرح‌های نوآورانه است. بانک‌ها و دیگر مراکز اعطای تسهیلات به‌دلیل ریسک‌های موجود، از این طرح‌ها حمایت نکرده‌اند. حمایت نکردن از این طرح‌ها موجب ازدست‌رفتن موقعیت‌های مستعد برای توسعه فناوری و اشتغال‌زایی در کشور می‌شود.

نکته مهم در ساختارهای تأمین مالی این‌گونه طرح‌ها، وجود سرمایه ابتدایی و راه‌اندازی کسب‌وکار است. ازاین‌رو، اگر صاحب طرح یا ایده‌پرداز اصلی نتواند منابع مالی ضروری و اولیه و حتی ضمانت‌های لازم برای سرمایه‌گذار را فراهم آورد، درواقع، با اولین و جدی‌ترین مسئله روبه‌رو خواهد شد. در این حالت، با فرض اینکه از عهده مسائل مدیریتی و بازار و تحلیل اوضاع برآید، دغدغه اصلی وی، چگونگی تأمین این منابع و صرف وقت و انرژی فراوان است. این روند نیز مستلزم گذراندن فرایندهای پیچیده در بیشتر مؤسسه‌های مالی و بانک‌ها و دیگر شرکت‌های دولتی است.

بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی و اعتباری و صندوق‌ها و نیز شرکت‌های سرمایه‌گذاری مختلف، در بیشتر زمان‌ها، درزمینه رشد صنایع گوناگون و حمایت از طرح‌های سودآور اقتصادی، نقش و حضوری جدی دارند؛ اما برخی طرح‌ها و ایده‌های فنّاورانه دانش‌محور است. ازاین‌رو، در بازارهای مالی دنیا، به‌تازگی، شاهد شکل‌گیری نهادهای سرمایه‌گذار جدیدی هستیم. این نهادهای مالی با مشارکت مستقیم و فعال در طرح‌های فناورانه جدید و همچنین، در شرکت‌هایی با ریسک بیشتر از متوسطِ ریسک در بازارهای سرمایه‌ای رسمی و غیررسمی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که ازجمله می‌توان به بازار بورس اوراق بهادار، شرکت‌های سهامی عام، زمین و مستغلات و طلا و ارز اشاره کرد. این‌گونه نهادهای مالی را «شرکت‌ها یا صندوق‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر» نیز می‌نامند.

ایالات متحدهٔ آمریکا در توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر، نقش مهمی ایفا می‌کند. بنابر آمار، عملکرد نهادهای مالی در این کشور، علاوه بر کاهش نرخ بازگشت سرمایه، به توسعه صنایع کوچک و متوسط و ایجاد ارزش در شرکت‌های سرمایه‌پذیر کمک کرده است. چنین روندی، درنهایت، به ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد داخلی در این کشور منجر شد.

دولت آمریکا با جذب سرمایه‌های صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌های مختلف ایالتی و ملی توانست زمینه ایجاد فضای تخصصی و حرفه‌ای را برای کارشناسان صنایع فراهم آورد. این کارشناسان به سرمایه‌گذاری در صنایع دانش‌بنیان و شکوفاسازی آن‌ها علاقه‌مند بودند. اندکی پس از آن، دولت به خروج از این صندوق‌ها اقدام کرد. این درحالی بود که سرمایه‌گذاران بسیاری با دیدن آثار سودمند و بازدهی مناسب این نوع سرمایه‌گذاری که از صرفه مالیاتی نیز برخوردار بود، بازخرید سهام دولتی این صندوق‌ها را شروع کردند. آنان می‌خواستند از تمام بازده این صندوق‌ها که پاداش ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها بود، به‌نفع خود بهره‌مند گردند. البته یکی از عواملی که باعث شد این نوع بازار یا صنعت، رشد یابد، این بود که رقابت در بازار با توجه به کثرت ایده‌ها و طرح‌های خطرپذیر، اندک و درنتیجه، حق گزینش طرح‌های سودآور، بسیار بود. ازاین‌رو، سرمایه‌گذاران طرح‌هایی را توان بالقوه فراوانی برای رشد و توسعه داشت، به‌سرعت جذب می‌کردند. به‌تدریج، این صنعت در سطح بین‌الملل شناخته‌تر شد و سرمایه‌گذاری در طرح‌های جدید پُرریسک، پس از آمریکا، در کشورهای اروپایی و آسیایی رواج یافت؛ برای مثال در کشور هند، به‌عنوان کشوری درحال توسعه، از سال ۱۹۸۵ به بعد، فعالیت رسمی در این حوزه شکل گرفته است. هم‌اکنون، در هند حدود ۲۵۰تا۳۰۰صندوق خطرپذیر مشغول فعالیت است. حتی در کشورهایی مانند کانادا، در کنار بورس سهام شرکت‌های بزرگ، بورس سهام شرکت‌های پُرریسک جای دارد. به‌دلیل بازدهی کمابیش خوب سالانه این شرکت‌ها، درمقایسه‌با دیگر شرکت‌های حاضر در بورس، حجم معاملات روزانه سهام شرکت‌های پُرریسک به‌طور چشمگیری رشد کرده است. در کشور انگلستان، بورس‌های محلی کوچکی را تأسیس کرده‌اند. شرکت‌های متقاضی ورود به بورس، با دارابودن شرایط از پیش اعلام‌شده، برای عرضه سهام به عموم افراد اجازه می‌یابند. بورس سرمایه‌گذاری خطرپذیر لندن نیز از این قبیل است. وجود فرصت‌های پربازده مالی طی دورهٔ مشارکت سرمایه‌گذاران خطرپذیر، طرح‌ها و شرکت‌های صاحب ایده و فناوری را با استقبال سرمایه‌گذاران خطرپذیر در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آزمایشگاه‌ها و نمایشگاه‌ها روبه‌رو کرده است. درمجموع، شرکت‌های نوپا خواهان جذب یا افزایش سرمایه‌اند. ازاین‌رو، ایجاد بسترهایی مناسب مانند بازارهای سرمایه‌ای از عوامل مهم تسهیل خروج سرمایه‌گذاران خطرپذیر از شرکت‌ها و کسب بازدهی و نقدینگی مناسب برای آنان است. این بازارها به سرمایه‌گذاران فعال در این صنعت فرصت می‌دهند که بازدهی واقعی یا همان پاداش ریسک‌های تقبل‌شده را در زمان مناسب، با ایجاد نقدینگی در سرمایه‌گذاری ابتدایی خود و خروج از شرکت محقق سازند. به‌طورخلاصه، ساختار سازمانی این صندوق‌ها به‌این‌صورت است که هیئت امناء، متشکل از سهام‌داران صندوق، با انتخاب یک مدیر یا گروه مدیران، وظایف مربوط به فعالیت‌ها و کارشناسی و ارزیابی طرح‌ها را به این گروه واگذار می‌کند. گروه مدیران سعی می‌کند با گزینش طرح‌های خوب و جذاب که ارزش بالقوه مطلوبی دارد، پس از دو تا سه سال، به بازدهی مطلوبی دست یابد.

کارشناسان و مدیران صندوق باید تمام ابعاد طرح ازجمله مباحث فنی، مسائل بازار و گروه مدیران، برآوردهای مالی و... را با محاسبهٔ ضرایب ریسک این طرح‌ها بررسی کنند؛ بنابراین، در مرحله اول، پس از ارسال پرسش‌نامه شغلی برای صاحبان ایده و کارآفرینان، از آن‌ها می‌خواهند طرح را مفصل توصیف کنند تا ارزش‌گذاری شرکت‌ها به‌خوبی انجام شود. در جلسات آتی نیز از آن‌ها می‌خواهند طرح را با توضیحات بیشتر معرفی کنند تا سرانجام، در طرح‌های منتخب سرمایه‌گذاری کنند.